آسمان آبی بود
وقتی که تو بودی
بهاری بود
وقتی که تو بودی
آه ،اما وقتی که رفتی........
آسمان ابری و طوفانی شد
دیدگانم خونبار
دیدنی تر شد !
آسمان آبی بود
وقتی که تو بودی
بهاری بود
وقتی که تو بودی
آه ،اما وقتی که رفتی........
آسمان ابری و طوفانی شد
دیدگانم خونبار
دیدنی تر شد !
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
از آنجایی که وبلاگ خورشیدواره با عنوان ( آگاهی خورشیدواره ایی بر ذهن انسان ) فعالیت خود را آغاز کرده و ادامه می دهد،و از آنجا که من (بندهشن) آزادی اندیشه و حق اندیشیدن برای همگان را یکی از مهمترین دلایل پیشرفت انسان در تمام امور می دانم ، از تمامی دوستان و همراهان خورشیدواره خواهشمندم که این نگاشته را مورد خوانش قرار داده و خود در مورد آن بیاندیشند.
در همین جا لازم می دانم که یادآور شوم که انگیزه بنده تنها شفاف سازی در مورداین وبلاگ و نویسنده (یا نویسندگان) فوق است و قصد توهین به هیچ کس را ندارم.هرچند که نویسنده این وبلاگ هرگز توانایی توهین نکردن به ایرانیان را از خود نشان نداده است!
چندی ست که وبلاگی در عرصه اینترنت شروع به فعالیت کرده که سعی دارد با تحریف واقعیات و جعل تاریخ ِ ایرانیان باستان و ایرانیان راستین در قرون اخیررا انسانهایی کژاندیش جلوه دهد.
این وبلاگ (آدرس در انتها می آید) با عنوان راه زرتشت و به نویسندگی شخصی به نام امین فعالیت خود را اینگونه شرح می دهد:
((امروز یکی از وظایف متفکرین ومحققین نشان دادن مسیر صحیح به پویندگان حقیقت است .در جهت تامین همین گفتار ،وبلاگ "راه زرتشت " راه اندازی گردید تا با نگاهی نو به آیین زرتشت مسیر را برای حقیقت جویان باز کند((.
اما مشکل در شرح حال وبلاگ نیست زیرا نویسنده آن برآن است که با شرحی تقریبا روشنفکرانه،ذهن خوانندگان خود را به جهتی مثبت هدایت کند.و جالبتر اینکه نویسنده و یا نویسندگان(من باور ندارم که این وبلاگ را تنها یک نفر مدیریت می کند!)بارها بر طبل بی طرفی کوبیده اند و خود را انسانهایی معرفی کرده اند که سعی دارند مغرضانه تاریخ را مورد بازخوانی قرار ندهند.
این در حالی ست که با نگاهی کلی به محتویات و نوع نگارش ِ مطالب گوناگون این وبلاگ ،به خوبی غرض ورزی نویسندگان آن را می توان مشاهده کرد.طرح مسائلی به راستی بی پایه و اساس مانند: کمبوجیه پسر کورش وترویج ازدواج با محارم ،کوروش را مومیایی کرده بودند،اهریمن زن را تسخیر كرده،برده داری در زمان حاکمیت تفکر زرتشتی گری ،نقش فروهر توهم یا واقعیت، که با ذکرمنابعی مبهم و گاه بدون منبع آورده شده ،کاملا نشان دهنده خط فکری این وبلاگ است.
اما یکی از مسائلی که در مورد این وبلاگ ذهن آدمی را به خود مشغول میکند این است که چرا نویسنده این وبلاگ نام امین را برای خود انتخاب کرده است.بدون شک با توجه به اینکه این نام یکی از نام های است که انسان را به یاد فردی می اندازد که امانت دار است،راستگوست و درستکار است،نویسنده وبلاگ سعی داشته تا خود را آدم میانه رو و مثبتی در میان منتقدان جلوه دهد.که البته موفق نشده است و بزرگترین دلیل بر این مدعا نوشته های این وبلاگ است.
اما به راستی چرا این وبلاگ چنین توهین های بی مدرک و اساسی را نسبت به نیاکان ما می کند؟آیا به راحتی باید با یک بی اعتنایی از کنار آن گذشت یا اندکی باید در مورد آن تامل کرد؟
مهمترین و نزدیک ترین پاسخی که می توان به این پرسش اساسی داد این است :
در تمامی دوران و بخصوص پس از آمدن اسلام به ایران و هجوم فرهنگ اعراب (که بدون شک بسیار واپسگرا تر از فرهنگ هایی همچون ایران،مصرو یونان بود)همیشه جماعتی کژاندیش بوده اند که می خواسته اند با دروغ جلوه دادن فرهنگ ایران ِ پیش از اسلام ،اعتقادات خود را به جای دین اسلام به خورد ایرانیان دهند.و با استفاده از این روش فرهنگ و روش زندگی و قوانین اسلامی را موجه تر از نوع زندگی و قوانین ایران پیش از اسلام نشان دهند.حال آنکه همه می دانند که فرهنگ ایران زمین به دلیل اینکه فرهنگی ست با فلسفه ایی قدرتمند هیچ گاه از بین نخواهد رفت.
در مورد این گونه وبلاگ هایی که یاوه سرایی می کنند یک نکته بدیهی به نظر می رسد و آن این است که با تمام تلاشی که گردانندگان آنها می کنند هیچگاه موفق نشده و نخواهند شد.زیرا آنانی که اهل اندیشه و آگاهی هستند با اندکی مطالعه کتب تاریخی پی خواهند برد که اینگونه گزافه گویی ها با غرض ورزی همراه است.
مهمترین دلیل بر این مدعا را می توان در قسمت نظرات این وبلاگ یافت.در آنجا به خوبی مشخص می شود که تنها اشخاصی با نظراتی نزدیک به افکار نویسنده مراجعه می کنند و اندک ایران دوستانی که قلب شان برای میهن می تپد سعی بر آن دارند که مدارکی دال بر بی اساس بودن این ادعا بیاورند.
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که دوستان و ایرانیان نیک اندیش با معرفی این وبلاگ و اینگونه وبلاگ ها به دیگران نه تنها سعی در پاسداری از ارزشهای فرهنگ و تمدن ایرانی کنند،بلکه افراد غرض ورز را در انزوا قرار بدهند.
به امید روزی که بدانیم در کجای جغرافیا و تاریخ جهان هستی زیست می کنیم و جوانان نیک اندیشمان بدانند که سرزمین پارس را چه ناکسانی تهدید می کنند.
آدرس این وبلاگ:
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط بندهشن
|
در ادبیات گذشته و حال حاضر جهان برخی از کلمات وجود دارند که پیدا کردن یک چم(معادل فارسی معنی ومفهوم) آشکار برای آنها بسیار سخت می نماید.به کلمات زیر دقت کنید:
مردی و نامردی،معرفت و بی معرفتی،وجدان،شجاع،سلحشور وبسیاری دیگر از اینگونه کلمات.
این ها کلماتی هستند که به جرات می توان گفت به اندازه تمامی انسانهای روی این کره خاکی می توان برای آنها چم یافت.شاید بتوان با یک نمونه بهتربتوان این کلمات را موشکافانه تربررسی کرد.
بطور نمونه می شود از کسی نام برد که پول دادن به گدایان را نهایت انسانیت می داندامافردی دیگر این کنش را کمک به ازدیاد گدایان در اجتماع می پندارد و نام این کنش را انسانیت نمی گذارد.
اما یکی از کهن ترین کلماتی که از هزاران سال پیش همیشه موجب اختلاف نظر بوده است،آزادی است.آزادی چمی بسیار سنگین دارد.البته برای انسانهای گوناگون، به خاطر بسیاری از مسائل از جمله شرایط سیاسی کشورشان،مفهومی گوناگون دارد.برای نمونه آنانی که در کشورهایی با نظام سیاسی دموکرات زندگی می کنند،آزادی مفهومی بهتر دارد تا آنانی که در نظام های دیکتاتوری زیست می کنند.زیرا اینان در کوچکترین حقوق خود مانده اند.
خواستن آزادی فراوان در کشورهای مدرن جهان ،از روی وجود داشتن آزادی های پیش پا افتاد شکل می گیرد.نیچه در کتاب((غروب بت ها))می نویسد:
داغ ترین طلب ها برای استقلال،برای پرورش آزاد،برای((هر که هر دل اش خواست))از جانب کسانی است که هیچ افساری جلودارشان نیست.امااین یک دردنمون ِتبهگنی است:دریافت ِمدرن ما از آزادی دلیل دیگری است بر فساد غریزه.
اما خواستن آزادی های حداقل برای کسانی که در کشورهای دیکتاتوری و توتالیتر زندگی می کنند چیزی نیست جز:حق آزادی بین،آزادی فکر،آزادی دین و...که تمام اینها از جانب دولت از آنها سلب شده است.
پس می بینیم که چم آزادی با توجه به سخن نیچه در این دو اجتماع گوناگون است.اجتماعی از شدت آزادی سر به ظغیان بر می دارد و جامعه ایی از نداشتن حداقل های آن.
اما چم راستین این کلمه چیست؟که چمی باشد جهانشمول.به نظر می رسد که سخن دیگر نیچه نزدیکترین مفهوم را داشته باشد.
آزادی یعنی:
خواهان پاسخگویی کردار خویش بودن،یعنی نگاه داشت ِفاصله ایی که ما را از یکدیگر جدا می کند.یعنی آمادگی برای قربانی کردن مردم در راه آرمان خویش،از جمله قربانی کردن خویش!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
سلام!
سلامی به روشنی آفتاب صبح
که زردی اش به دانه های گندم
به انبوه دانه های ذرت ماند
سلامی به سبزی چمن،به سبزی درخت
که بوی خوشش،به جریان زندگی ماند
سلامی پر کشش،جذاب
همچون سلام یار
که رخ اش را دلبرانه تر کند
همان سلام
که عاشق اش را قلندرکند
سلامی پر مهر
همچون سلام یک کودک
گاه اشک آلود،پربغض
که نی نی کوچک چشمانش دریاست
وگاه با لبخند
که دل سنگ من بر فناست!
سلام!
سلامی پرازهرآنچه که تو خواهی
هرچند آن چه که تو خواهی
ازکجایابم؟
اما دانی بهترین سلام کدام است؟
همان سلام که فریاد کنی:
های سلام ای دوست!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط بندهشن
|
قاصدک آمد !
خبری با خود داشت
خبراش شادی بود
او لبی خندان داشت
گفتم اش پیغام ات چیست؟
این کدامین خبر است
این همه شادی داشت!؟
گفت:
خبر از پیک بهاران ، پرستو دارم
نوروز آمد!
این همانی ست که خوشحالی داشت
نوروزات شاد و خرم باشد
که نوروز بلوایی با خود داشت
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
پروانه رقصنده به برگ گفت:
ببین چه زیبا برایت می رقصم
برگ گفت : من باشکوه تر می رقصم. آنقدر پرشکوه که چشمان ماه و خورشید بهت زده
می ماند!
لحظه ایی بعد باد هم برگ را از درخت جدا کردوهم پروانه را هلاک کرد.
گویی باد پوزخند ماه و خورشید بود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
به اطلاع تمامی دوستان نیک اندیش و آزادیخواه می رسانم که دومین وبلاگ من که شامل نگاشته هاو نقدهای سیاسی در پرشین بلاگ بود شامل سانسور شده است و در حال حاضر تقریبا دوهفته است که بارگذاری نمی شود.هرچندکه من در این مدت بارها از طریق نامه پیگیر این ماجرا بوده ام اما متاسفانه از سوی مسئولین پرشین بلاگ هیچگونه پاسخی دریافت نکرده ام.
سخن دیگر اینکه سانسور شدن این وبلاگ از آن جا باعث شگفتی نگارنده آن شده است که این وبلاگ تنها بنا بر آن داشت که نقدی محترمانه نسبت به مسائل سیاسی داشته باشد و هیچگونه توهینی به هیچ شخصی را سرلوحه کارخویش نساخته بود.اما با این همه و با وجود اینکه تنها دو پست در آن وجود داشت مورد سانسور قرار گرفت.
در پایان یادآور میشوم آنانی که با اینگونه اعمال سعی در حفظ منافع خود دارند باید بدانند که حق با مردمی است که آزادیخواهند و اینگونه فشارها کار به جایی نمی برد. همان افرادی که منافع خود را بیشتراز سربلندی میهنمان و مردمان ظلم دیده آن در نظر دارند.و این نکته که با خفه کردن یک صدا بدون شک صدایی بلندتر بر خواهد خواست.کاش ظالمان تاریخ را می خواندند تا بفهمند که سرگذشت شان عاقبت چه خواهد بود.
به امید رهایی ایران از چنگال دیوصفتان در نهایت شکست خورده.....!
بدرود
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط بندهشن
|
صیاد شیاد است
در این کشاکش آرامش و سکوت
درین طبیعت روح انگیز و با ثبوت
همانجا که باد
کرشمه می کند با درخت
همانجا که گندم زار
می خرامد برای من
درین بستر فراخ
که انسان در آن مبهوت می ماند
درین جا که همیشه خداوند هست
پی چه می گردد این صیاد؟
ترکش نابه کارش بر سینه که خواهد نشست
جان کدام طناز را خواهد گرفت این شیاد؟ !
کیشو کیشو ، بنگ بنگ
گندم زار ِ پر از سربازان زرد
آماده باشید جنگ جنگ
من به آن دانه گندم
من به آن روباه مکار
من به آن مرغ هفت رنگ و هفتاد رنگ
من به همه آنجا ایمان دارم
آرامش و سکوت و هستی را
های برهم مزن
ای صیاد ای شیاد
پرنده را گر صید کنی
خواهد مرد!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط بندهشن
|