لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
یک هفته پس از شروع نمایش فیلم ۳۰۰ در سراسر دنیا، «برادران وارنر» کمپانی سازنده این فیلم، به اعتراض های گسترده علیه نوع نگرش فیلم به ایرانیان باستان پاسخ داد.
در بیانیه ای که کمپانی «برادران وارنر» در دفاع از وقایع نشان داده شده در این فیلم در سایت رسمی خود منتشر کرده، اعلام شده که این فیلم داستانی تخیلی دارد که بر مبنای واقعه ای تاریخی نوشته شده است.
درادامه این بیانیه آمده که فیلم ۳۰۰ فقط برای سرگرم کردن مخاطبش ساخته شده و تهیه کنندگان این فیلم هیچ گونه هدف سیاسی را دنبال نکرده اند.
«برادران وارنر» همچنین از آنجایی که فیلم را صرفا تخیلی دانسته، اعلام کرده که این کمپانی قصد توهین به گروه و یا نژاد خاصی نداشته و تاکید کرده هدف از تهیه این فیلم سرگرم کردن بینندگانش بوده است.
از اولین روز شروع نمایش جهانی فیلم ۳۰۰، اعتراضات به نسبت گسترده ای از طرف ایرانی های سراسز جهان علیه نوع شخصیت پردازی پارسیان باستان در این فیلم صورت گرفته است.
این فیلم داستان نبرد سه روزه «ترموپیل» بین لشکرایران و ۳۰۰ تن از سربازان یونان باستان است که از روی کتاب مصوری به همین نام از «فرانک میلر» ساخته شده است.
بسیاری از ایرانیان مقیم خارج از کشور، پیش از نمایش عمومی فیلم، با تماشای صحنه هایی از تبلیغات این فیلم در سینماها، و با توجه به تصاویربه گفته آنان ناهنجاری که از خشایار شاه به بیننده داده شده، با گردآوری امضا به استودیوی پخش این فیلم «وارنر برادرز» اعتراض کردند.
در این فیلم، ارتش امپراتوری ایران به فرماندهی خشایار شاه، چونان ارتشی از شیاطین تصویر شده و چهره برخی ازشخصیت های ایرانی فیلم، شباهتی به چهره یک انسان ندارد و بیشتر شبیه شخصیت های خونخوار فیلم های علمی - تخیلی است.
منبع:www.aftab.ir
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط بندهشن
|
عيد نوروز در جمهوريهاي منطقه قفقاز روسيه گرامي داشته ميشود
مراسم عيد نوروز، جشن باستاني ايرانيان و كشورهاي همسايه، از روز دوشنبه در جمهوري داغستان روسيه و منطقه قفقاز آغاز شد.
مردم اين جمهوري كرانه شمالي درياي خزر از ديرباز اين جشن باستاني را گرامي داشته و اقوام "لزگي" آنرا "ياران سوار" يعني جشن خورشيد مينامند.
ديگر ملتهاي ساكن داغستان مانند "دارگين" ها، "لاك"ها و"آوار"ها آنرا جشن زراعت و سرآغاز كشاورزي بهاره ميدانند.
بمناسبت نوروز در "مخاچ قلعه" مركز داغستان و ديگر شهرهاي اين جمهوري جشنواره تئاتر و موسيقي با نمايش آداب و رسوم مربوطه ايران و داغستان برپا خواهد گرديد.
بنا به سنت هر سال روزهاي ۲۱و ۲۲مارس ( اول و دوم فروردين) در سالن بزرگ تئاتر "درام روس" مراسم استقبال از سال نو با حضور گسترده مردم برگزار ميشود.
بعد از تماشاي مراسم ملي، مردم نان ، شيريني و ميوه و خشكبار مصرف مي كنند.
اين برنامه شامل برپايي مسابقات و سرگرميها، لطيفه گويي ،اجراي رقص ملي و آوازه خواني خواهدبود.
در تاريخ ۲۳مارس نيز برنامه نوروزي در شهر بندري "كاسپيسك" اجرا خواهد شد.
در تاتارستان و باشقيرستان جمهوريهاي مسلماننشين روسيه نيز اين روزها عيد نوروز جشن گرفته ميشود.
مسلمانان شبه جزيره "كريمه" نيز نوروز را جشن ميگيرند.
اين شبه جزيره در ساحل درياي سياه يگانه جمهوري خودمختاراوكراين است كه اكثر اهالي آن روس هستند.
از اواسط دهه ۸۰ميلادي، تاتارها و ساكنان بومي كه توسط استالين اخراج شده بودند به مرور بازگشتند و اينك بخش فعال و قابل توجه آن منطقه را تشكيل ميدهند.
آنها مراسم عيد نوروز را كه از اعياد اسلامي و ملي خود ميدانند احيا كردهاند.
مراسم نوروزي در يوپاتوريا،يالتا،گورزوف ،آلوشتا و سيمفروپل ، مركز كريمه بر گزار خواهد شد.
در دانشكده زبانشناسي شرقي دانشگاه "تاوريا" در اين شهر، كنسرت و كنفرانس علمي به مناسبت نوروز برگزار ميشود.
گفتني است در شهر مسكو پايتخت روسيه نيز تاجيك ها، آذربايجانيها و اهالي جمهوريهاي آسياي ميانه و قفقاز مراسم جشن بمناسبت فرارسيدن نوروز برگزار ميكنند.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
آینه و شمعدان (چراغ) و اسفند و کندر از اجزای مشترک تمام سفره ها بود؛ آمیزه ای از یکرنگی و نور و عطر.
● سفره گواه گیران
سفره سبز گواه گیران به بیانی همان سفره عقد زرتشتیان است. قیچی و نخ و سوزن در سفره توجه ام را جلب می کند. راهنما می گوید؛ «قیچی را برای آن در سفره عقد می گذارند که نشان دهند همان طور که یک تیغه قیچی به تنهایی کاربرد ندارد، زن و شوهر نیز مکمل یکدیگرند. نخ و سوزن هم استعاره از پیوند دادن شکاف و گسستگی است که در معنای پیوستن زوج جلوه گر است».
بر سفره گواه گیران، کشتی (کمربند زرتشتیان)، برنج، آویشن، لرک (ترکیبی از هفت خشکبار)، نقل و قند و گلاب و شاخه ای درخت سرو (به نشانه سرسبزی همیشگی)، انار سکه زده (به نشانه باروری و فرزندان بسیار) و تخم مرغ (به نشانه دین والدین به فرزندان) نیز هست. نمادها، ساده اند و طبیعی؛ شاخه ای از درخت، کاسه ای آب، مشتی برنج همه و همه انگار تو را به طبیعت پیوند می دهد و برکت و پاکی را به یادت می آورد.
● سفره سدره پوشی
پسران و دختران زرتشتی وقتی به سن تکلیف دینی می رسند در مراسم سدره پوشی، سدره می پوشند و کشتی بر کمر می بندند و بر سفره سبز سدره پوشی می نشینند. سدره پوشش سفیدرنگی است که در فرهنگ زرتشتی نماد پاکی تن و روان است که از پنبه یا ململ سفید تهیه می شود و از گریبان به پایین چاکی دارد که تا سینه می رسد و در انتهای آن کیسه کوچکی است که کیسه کرفه (ثواب) نامیده می شود و به این معنی است که پاداش کارهای نیک همواره جلوی روی ماست. کشتی نیز کمربندی است بافته شده از ۷۲ رشته نخ که نشان بی آزاری است و در مراسم سدره پوشی آن را بر کمر نوجوان می بندند. بر سفره سپید و سبز سدره پوشی، باز هم آب است و آینه و آویشن؛ گلاب است و شیرینی و نقل و اسفند؛ با شمع و چراغ های فروزان.
● سفره سی روزه
اینجا بوی عید می آید، اما سفره سی روزه ما را به یاد دوستان و عزیزانی می اندازد که عیدهای پیش با ما و در کنار ما بودند و اکنون در خاک آرمیده اند. زرتشتیان در سی امین روز درگذشت عزیزان خود این سفره را می گسترند و در طول یک سال اول پس از مرگ عزیزی، هر ماه یکبار سفره سی روزه پهن می کنند و تا پایان سی سال، هر سال یکبار سی روزه می گسترند. در آن قهوه و نبات می گذارند که نشان دهند تلخی و شیرینی زندگی با هم است و شربت و عود و حلوا می چینند با سیر و سداب (سداب گیاهی خوشبوست که آن را با آب و سیر و سرکه و نعناع و نان در هم می آمیزند و بوی خوشش بدرقه روان درگذشتگان است).
● سفره گهنبار
گهنبار یا گاهان بار ترکیبی است از دو واژه گاهان (زمان) و بار (جشن). این سفره، سفره شکرگزاری است. زرتشتیان به نشانه شکرگزاری از نعمت هایی که به ما ارزانی داشته شده، سالی شش بار سفره گهنبار می گسترند و بر آن حلوا و کماچ و لرک و نان سیرک و چراغ روغنی و شاخه مورت (گیاهی خوشبو) و سیر و سداب می گذارند تا شکرانه نعمت به جا آورند. چشم که از سفره ها برمی گیری، بر دیوارها اول چیزی که نظرت را جلب می کند تابلویی است با پیام آشنای «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» و عکس های شخصیت های ممتاز دینی و سیاسی زرتشتیان به اضافه مراسم آیینی و دینی و تابلوهای نقاشی از زیارتگاه های زرتشتیان به همراه پوشش های زنان زرتشتی که در گوشه ای دیده می شود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند .
برخی پژوهشگران، ریشه تاریخی این جشن را به "جمشید پیشدادی" نسبت می دهند و نوروز را "نوروز جمشیدی" می خوانند. این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتی دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.
فردوسی شاعر بزرگ پارسی گوی نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت می دهد:
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
اما عاملی که "نوروز" را از دیگر جشن های ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگاری آن تا امروز شد، "فلسفه وجودی نوروز" یعنی زایش و نوشدنی است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده می شود.
یکی از نمودهای زندگی جمعی، برگزاری جشن ها و آیین های گروهی است، گردهم آمدن هایی که به نیت نیایش و شکرگزاری و یا سرور و شادمانی شکل می گیرند.
بر همین اساس جشن ها و آیین های جامعه ایران را هم می توان به سه گروه عمده تقسیم بندی کرد: جشن ها و مناسبت های دینی و مذهبی، جشن های ملی و قهرمانی و جشن های باستانی و اسطوره ای.
جامعه ایران در گذشته به شادی به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه ای داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتی خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادی و سرور و نیایش برگزار می کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگی بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده های فرهنگی، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونی هایی همراه است.
به هرحال در آیین های باستانی ایران برای هر جشن "خوانی" گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. خوان نوروزی "هفت سین" نام داشت و می بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد. این سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحویل سال نو آماده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.
در بسیاری از منابع تاریخی آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است.
شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخی دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روی هفت ظرف چینی غذا می گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می گفتند.
بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین های نوروزی، به نشانه سبزی و جاودانگی بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتی که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعی کردند سنتها و آیین های باستانی خود را نیز حفظ کنند.
در کتاب فروری آمده است در روزگار ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبها از جنس کائولین، از چین به ایران وارد می شد. یکی از کالاهای مهم بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بودند "چینی" نام گذاری شد و به گویشی دیگر به شکل سینی و به صورت معرب "سینی" در ایران رواج یافتند. به هر روی خوراکی های خاصی بر سفره هفت سین می نشینند که عبارت اند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزی (سبزه) .
● نیتها و فلسفه قرار گرفتن خوراکهای مختلف بر سفره هفت سین:
▪ سمنو: نماد زایش و باروری گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود.
▪ سیب: نماد باروری است و زایش. در گذشته سیب را در خم های ویژه ای نگهداری می کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه می دادند. می گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می کرد و نیمی از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر می داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد.
▪ سنجد: نماد عشق و دلباختگی است و از مقدمات اصلی تولد و زایندگی.
▪ سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است.
در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده - که شمار مقدس برج هاست - در قاب های گرانبها سبز می کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمی آوردند و بر هر یک از آنها یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردین آنها را می چیدند و به نشانه برکت و باروری در تالارها پخش می کردند.
▪ سماق و سیر: نماد چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند.
اما غیر از این گیاهان و میوه های سفره نشین، خوان نوروزی اجزای دیگری هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه ای از نطفه و نژاد.
▪ آینه: نماد روشنایی است و حتماً باید در بالای سفره جای بگیرد.
▪ آب و ماهی: نشانه برکت در زندگی هستند. ماهی به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته می شود.
▪ سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.
شاخه های سرو، دانه های انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم می توان جزو اجزای دیگر سفره هفت سین دانست.
کتاب مقدس هم یکی از پایه های اصلی خوان نوروزی است و بر اساس آن هر خانواده ای به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سفره می گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالای سفره هایشان جای می دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، " آویشن" هم دیده می شود که به گفته موبد فیروزگری خاصیت ضدعفونی کننده و دارویی دارد و به نیت سلامتی و بیشتر به حالت تبرک بر سر سفره گذاشته می شود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
رسیدن نوروز نیست. سالها پیش ۲۹ اسفند یک هیجان دیگر هم داشت.
۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت و وطن دوستی ایرانیان گرامی باد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|
آخرین لطیفه هالیوودی فیلم 300
خوب به عکس بالا دقت کنید. آن مرد کچل روغن مالیده. آن مرد بد ترکیب که بیشتربه غول چراغ جادو می خورد((که غول چراغ جادو بیشتر مضحک است تا ترسناک )) تا شاه .
هالیوودی های کوچک می خواهند به میلیارد ها انسان بفهمانند که این موجود (( که به شخصیت های آمریکای می ماند)) خشایارشا شاه ایرانیان در 480 سال پیش از میلاد بوه است.
چهارصد و هشتاد سال پیش از میلاد؟! تصور کنید که اجداد هالیوودی ها موجوداتی بوده اند به اصطلاح انسان ودر قهقهرا. و نگویید که حالا آنها کجایند و ما کجا؟ نگاشته من در مورد مباحث مدرنیته و دلایل آن نیست
دیده بودیم بشود روحیات ورفتارواعمال یک شخصیت تاریخی را تحریف کرد اما چهره و اندام یک شخص را نه.آن هم شخصی مثل خشایارشا که حداقل نگاره های صورتش این را نشان می دهد که ریش فر و کلاه وموهای آرایش کرده داشته ابته تا آنجا که در نگاره ها پیداست.
هالیوودی های کوچک به دنبال چه هستند ؟ درست کردن فیلمی که قوم آریایی را وحشی نشان دهد چه مشکلی را از این قوم به اصطلاح هنرمند حل می کند . ((هنرمند واقعی صلاحش برای بزرگ شدن عقل و احساس است نه توهین به دیگران
بعضی از دوستان می گویند پشت این حرکت ده ها معنی نهفته است.
این هم از آن حرف هایست که نادان ها ((بلانسبت شما!)) در آستین دارند. یا مثلا میگویند عامل سیاسی پشت موضوع بوده که چه شود معلوم نیست.
آخر چطور ممکن است که تاریخی با این همه مدرک و انسانی با این همه خدمات با چنین فیلم مضحکی تحت تاثیر قرار گیرد.سرنوشت فیلم ((300)) همان سرنوشت فیلم ((اسکندر )) الیور استون را پیدا می کند ور شکستگی مالی و شخصیتی کارگردان.
خنده دار اینجاست که فلاسفه یونان با آن تاریخ وفلسفه طلایی نتوانستند اسکندر بی فرهنگشان
بد بخت ارسطو که فکر کرد چه تربیت کرده را جای کوروش بزرگ جا بزنند .
آن وقت این استون بی فرهنگ و تمدن آمریکایی که اجدادش 400 سال قبل مثل حیوانات وحشی ودرنده ریختند به جان سرخپوست های آن قاره و... می خواهد این کار را به نتیجه برساند .
که چه؟ که شخصیت اسکندر جهان شمول بود (( مقایسه کنید با شخصیت بوش وحشی در عصر حاضر. این هم یک لطیفه دیگر!))
از قدیم گفته اند مویی از خرس کندن غنیمت است اما نگفته اند به چه درد میخورد.
این هالیوودی های کوچک هم می خواهند با نشان دادن تحریف شده فرهنگ و تمدن و شخصیت های ایران به خیال خودشان با وارد کردن ضربه به احساسات ایرانیان وطن دوست غنیمتی ببرند.
حالا گیریم که این غنیمت به دردشان هم بخورد ((مثلا در موزه)) اما غنیمتی که که از آن فرهنگ آمده و شناسنامه اش آنجاست با چه حیله ایی می خواهند تحویل بقیه دهند.
تنها دلیل ساخت این فیلم می تواند بهره برداری از موقعیت ایران باشد برای فروش بیشتر گیشه.
در مورد هالیوودی های کوچک بیشتر از این ها هم می شود گفت اما ما که به تمدن و ایرانی بودنمان ایمان داریم تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که به آنها با هر گرایش (( فرهنگی یا سیاسی))افتخار دهیم که آب در هاون بی تاریخیشان بزنند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط بندهشن
|