یادمان باشد
که در امروزیم
هم تو
هم من
که ما در امروزیم
دیروزکه رفته است
فردا نیامده است
امروز را دریابیم
جام روح این دنیایی ما
از شراب ناب امروز پر است
این لبان افسوس گوی و حسرت خور خودرا
بر لب جام نهیم
جام را سر بکشیم
گیرم شراب ِ دیروز
مستی اش بیشتر
یا که می ِ فرداها
مستی روح فزایش افزون تر
یادمان باشد
جام دیروزوفرداها
در دست بی طاقت اکنون نیست
جام ِ شراب ِ ناب ِ اکنون را
دودست بگیریم و لمس اش بکنیم
این جام که در دست بی طاقت ماست
نشکنیم اش !
جام امروزوامروزهامان پر شادی
پرجان افزایی ست
دریابیم امروز را

