تبليغاتX
آگاهی خورشیدواره ایی بر ذهن انسان - کدام مهمترند؟


آگاهی خورشیدواره ایی بر ذهن انسان

اندیشیدن حق انسان است.ازحق خود نگذریم

 

 

 

پسر جوان بود. سر و وضع مناسبی نداشت.کفشهایش پاره و پوسیده بودند.از چند متری اش بوی چنداش آور رطوبت کفش های عرق کرده اش می آمد.شلواراش هم مانند پیراهن اش آنقدر رنگ و رو رفته بود که نمیشد حدس زد پیش از این چه رنگ بوده اند!- پیش خودم گفتم کاش رنگ همه چیز به این راحتی ها نمیرفت – پسر از در شیشه ایی مغازه داخل آمد.چشم راستش حالت داشت. از آن چشمهایی که همه عمر برای دیگران پرسش ایجاد می کنند! ، که این بنده خدا چطور از این دوچشم کار می کشد وچطور یادشان می دهد که هردوبا هم یکجا را ببینند ؟!.یک گونی پلاستیکی در دست داشت. اما نه مثل همه گونی ها،این گونی فرق داشت.شکل مربع بود،یک مربع زیبا و کاملا هندسی و جالب تراینکه صدا هم می داد.صدایی مانند صدای یک پرنده.

 

با زبانی که می گرفت گفت : آقا شما مرغ عشق می خری؟

 

 غافلگیر شدم،نمی دانستم که در پاسخ چه بگویم. اونه گدابود که با سکه ایی و تشری از دکان بیرون برود ونه من آدمی بودم که پرنده ایی را در قفس حبس کنم.او یک فروشنده بود. فروشنده ایی که پرنده می فروخت.پرنده هم موقعی خرید و فروش می شود که در قفس باشد.راستی تا حالا شما کسی را دیده اید که پرنده ایی را بخرد و بعد آن را آزاد کند؟!من که تا به حال ندیده ام.

 

گفتم : نه من مرغ عشق نمی خوام. گفت: مرغ عشقام هم قشنگن هم خوب می خونن!

 

گفتم : نه آقا من مرغ عشق نمی خوام.

 

پسر که از من ناامید شده بود متوجه مردی شد که پشت سرش ایستاده بود.من داشتم با مشتری سروکله میزدم اما گوشهام با پسر و مردی بود که داشت باها او حرف می زد.چند تا از مرغ عشق ها هم سروصدا می کردند.ازآن صداهای ریزوکوتاه که زیاد بر خلاف نام صاحب اش عاشقانه هم به نظر نمی رسند!

مرد در جواب پسر گفت : من خوشم نمیاد پرنده رو تو قفس نگه دارم.پرنده باید تو آسمون آزاد باشه.

 

پسر گفت : آقا تو بخر بعد آزادش کن !

 

مرد گفت :نه مگر دیوانه شدم ! نمی خوام.

 

پسرکه از مرد هم ناامیدشده بود آرام آرام از در دکان خارج شد.صدای مرغ عشق ها هنوز می آمد .خیره به در ماندم .صدای مرغ عشق ها هم آنقدر کم شد که دیگر شنیده نمی شد.با خودم گفتم : کاش می دونستم که پول و ادامه حیات مهمتر هستند یا آزادی برای مرغ عشق.اصلا این پسر عاشق شده تا بفهمه چرا اسم این پرنده ها رو مرغ عشق گذاشتند.شاید هم برای پسر تنها ادامه زندگی مهم باشه نه اینکه اسم این پرنده چیه؟زاغ و مرغ عشق برای شکم گرسنه چه فرق می کنه.

 

کاش میدانستم کدام مهمترند پسر یا .....

 

نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت توسط نوید شریف زاده (بندهشن)| |


Design By : Night Skin